يحيى دولت آبادى

263

حيات يحيى ( فارسى )

جمال الدين هم هستند سيد محمد پسر آقا سيد عبد اللّه را هم عضويت داده‌اند و يكعده از جوانان را كه از آنها اطمينان دارند مأمور خدمت اين كميسيون كرده‌اند اطلاعات از هرجا به اين اطاق ميرسد و جواب لوايحى كه از طرف دولت بر ضد مشروطه و مجلس نشر ميگردد از طرف اين جمع داده مىشود و هم در اينروز تلگرافخانه را كه بدست سردار منصور بود از او گرفته بمخبر الدوله كه محل اعتماد شاه است ميسپارند بديهى است در اين صورت ديگر تلگرافات ملت بولايات مخابره نميشود اگرچه آقا سيد عبد اللّه تلگرافات بعلماى ولايات مىكند و قاصد مخصوص بقزوين و قم و غيره ميفرستد و از آنجاها ولايات ديگر را خبر ميكنند ولى تا درباريان مىتوانند نميگذارند تلگرافى از طرف مليون مخابره شود و بزرگتر تدبير آنها در جلوگيرى از هيجان ملى عمومى تحت نظر گرفتن تلگرافخانه است . فرداى اينروز اعلانى از طرف شاه بعنوان راه نجات بدر و ديوار طهران چسبانيده مىشود بمضمون ذيل : راه نجات ملت - ملت قديم قويم ايران كه فرزندان حقيقى و روحانى ما هستند البته خوشوقت نخواهند بود كه دولت ششهزار سالهء ايشان پايمال هواوهوس مشتى خائنين مغرض خودخواه كه به كلى از شرف مليت دور و از حيثيت انسانيت مهجورند بگردد البته راضى نخواهند بود كه بدبختانه دستخوش خيالات فاسد دزدان آدمىكش شوند يكى بطمع وزارت ديگرى به خيال رياست بعضى به علت جلب فايده برخى بواسطه كسب تسلط و اقدام بامور نامشروع ساده‌لوحان بيچاره را بعناوين مختلفه هر ساعتى بزبانى و هر روز به بيانى فريفته آنانرا آلت كار و اسباب اعتبار خود قرار دهند بعموم فرزندان خود اعلام مينمائيم كه در اين صورت چيزى نخواهد گذشت كه از دولت و ملت جز اسمى باقى نخواهد ماند و به كلى رشتهء قوميت و قواى مملكت از هم گسيخته خواهد شد چنان كه سالهاى دراز و با اتلاف نفوس صناديد مملكتى و عقلاى ملت از عهدهء اصلاح آن نتوانند برآمد بديهى است كه اشتباهى نخواهند داشت كه شخص همايون ما در اينمدت تا چه پايه در پيشرفت مشروطيت و آسايش ملت و صلاح حال مملكت اقدامات فرموده از هيچ اقدامى فروگذار نفرموديم هرچه گفتند شنيديم و هرچه خواستند كرديم و از هر حركت زشت ناپسند تجاهل و